خدایا کمک کن سال خوبی در پیش رو داشته باشیم سالی به دور از خستگی و درد خدایا امسال را مبدا تحول مان قرار بده و لحظه ای ما را به حال خودمان رها نکن
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 13:43 توسط سپيده
|
خداوندا این بار هم کمکم کن و نگذار اتفاقی بیافتد که نمی خواهی که مجبور شوم باز هم درد را تحمل کنم میدونم که دوستم داری بس کمکم کن دوستت دارم مثه همیشه خدایا این بار همه چیز رو تغییر میدهم و واقعا همه چیز تغییر خواهد کرد درست میگم خدای خوبم باشه این بار دیگه خودم چیزی رو تعیین نمیکنم چون همیشه اشتباه رو انتخاب میکنم و بعد از این ناراحت میشم که چرا نگذاشتی به اشتباهم برسم خنده داره نه؟ این بار سعی میکنم و بعد صبر میکنم تا آنچه تو در نظر گرفتی برایم را با دید باز ببینم کمکم کن دوستت دارم
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 9:45 توسط سپيده
|
آه خدای من ...
این همه دگرگونی فکری میدانی که خیلی آزارم میدهد
احساس تنهایی در میان افکار نا مفهوم و مدام از مرز هم عبور کردن شکنجه ی بزرگیست
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 19:44 توسط سپيده
|
سلام خدای خوبم
خداوندا اگر نمیخواهی احساسش را هم نگذار
من یک بار بسیار ازت خواستم و نشد اگر این بار هم مثل گذشته است نگذار که ازت بخواهم
خداوندا من بسیار خستم خیلی خسته
خداوندا مدتی هوایم را بیشتر داشته باش که من از رنج و درد بسیار کوفته شدم
بیشتر مراقبم باش
همیشه ی همیشه محتاج تو هستم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 15:57 توسط سپيده
|
خدای من این بار ترس عمیقی در وجودم هست که دلم میخواد گریه کنم نمی دونم این حس از چیه خدایا خیلی وقته که طعم خوش یک لحظه راحت بودن سراغم رو نگرفته خدایا خیلی حالم بده کمکم کن 
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 19:16 توسط سپيده
|
خدای من کاش این همه که باهات حرف میزنم تو هم باهام حرف میزدی دوستت دارم خیلی زیاد آخه هیچکی مثه تو حرفام رو نمیفهمه خدا جونم تنهام نذار اگه بری خیلی تنها میشم اونقدر که هیچ امیدی به زنده موندن نخواهم داشت یادته یه مدتی فکر میکردم تنهام گذاشتی یادته چه حالی داشتم یادته چه جوری گریه میکردم اعصاب همه از دستم خرد شده بود هرگز نمی خوام اون حس رو تجربه کنم خدایا دوستت دارم تنهام نذار من حس اینکه اگه بخوای من رو ول کنی تجربه کردم دیگه نه

+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 6:52 توسط سپيده
|
خدایا میخوام تغییر کنم نیاز به کمکت دارم مثه همیشه خدا جونم از هر کاری که کردم پشیمونم توبه ام رو بپذیر قول میدم تغییر کنم
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 6:53 توسط سپيده
|
خدا جونم زندگی فقط با تو قشنگ
+
نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 6:8 توسط سپيده
|
خدا جونم دارم نگاهت رو حس میکنم همین باعث خوشحالیمه و ازت می خوام که این حس رو از دست ندم
دوستت دارم
+
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1384ساعت 12:8 توسط سپيده
|