سلام خدای من
خدای خوبم من بسیار به کمکت نیاز دارم بیش از پیش
در مرحله ی جدیدی هستم که اگر کنارم نباشی حتم دارم که نابود خواهم شد
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 22:12 توسط سپيده
|
خدایا امروز پر حرفم اما هیچکدوم گفتنی نیست
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 19:19 توسط سپيده
|
خداوندا آنقدر مینشینم تا آنچه خوب است برسد من هم تا آن روز قدم برمیدارم و نمیگذارم لحظه ای ایمانم را به تو از دست دهم با آنکه خیلی خسته ام اما باز هم به خاطر تو ادامه میدهم بلکه روزی رسد که از من راضی شوی و آن روز روزیست که دیگر نگران هیچ چیز نخواهم بود همه ی امید من همان یک روز است و اگر تحمل میکنم به خاطر تو و همان یک روز است
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 13:1 توسط سپيده
|
خدایا خیلی بده ما هممون همینجوریم فکرهای اشتباه میکنیم بعد از فکرهامون خوشحال میشیم و تلاش میکنیم بهشون برسیم یا صبر میکنیم که برسن اما تو به فکر مایی نمیذازی این اتفاقها بیفته اون موقع ما دلگیر و ناراحت میشیم فکر میکنیم باهامون قهری دیگه دوستمون نداری ... اما تو همیشه نگران ما بودی
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 11:16 توسط سپيده
|
خدای خوبم عاشقتم
خدا میدونی من خیلی دوستت دارم تو تنها کسی هستس که واقعا دوسش دارم ولی کمی که فکر میکنم میینم نه من تو رو واقعا دوست ندارم آخه هر وقت که باهات حرف میزنم یه چیزی ازت میخوام و هیچ وقتم واست کاری نمیکنم اما خب آخه واقعا بهت محتاجم و خیلی دوستت دارم خدایا تو تنها عشق منی نذار ازت دور بشم اونقدر دور که حتی خودمم نتونم خودم رو پیدا کنم خدایا با اینهمه کمکم کن و تنهام نذار
دوستت دارم
+
نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 11:46 توسط سپيده
|
خدا جونم بازم سلام بازم کمک بازم صدات کردم که بگم خیلی دوستت دارم خیلی بهت نیاز دارم هنوزم دلم میخواد به حرفام گوش بدی بازم بگم که خدایا تنهام نذار من همیشه ی همیشه بهت محتاجم آخه من خیلی ناتوانم گاهی که فکر میکنم صدام رو نمیشنوی یا بهم اهمیت نمیدی میخوام دنیا نباشه اون موقع کاری جز گریه بلد نیستم و آرزوی مرگ
من که اینهمه بهت وابستم و بهت محتاجم مبادا تنهام بذاری
+
نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 13:53 توسط سپيده
|
خداوندا گاهی ممکن است کاری انجام دهیم که دلی شکسته شود هر چند که خودمان هم راضی نبودیم به خاطر این کار بر ما خرده نگیر و ما را ببخش و نگذار دل او هم بشکند
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 11:42 توسط سپيده
|