تبليغاتX
...خدا می خوام باهات حرف بزنم...
....بسم الله الرحمن الرحیم،الرحیم،الرحیم،الرحیم ...
خدایا ازت ممنونم نمی دونم این بار چگونه باید درک کنم خدایا تو همیشه با منی خدایا چه خوب چه بد یادم بده یاد بگیرم کمکم کن همه چیز رو اونجور که باید درک کنم و در همه جا استدلالهای اشتباهم رو به کار نگیرم خدایا ازت ممنونم خیلی زیاد
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 21:3  توسط سپيده  | 

سلام
خدا دیدی که تصمیمم رو گرفتم و اون کاری که فکر میکنم درسته به خاطر شکر بودنم و زنده ماندنم انجام دادم حالا که قدم را برداشته ام چشمم به امید توست مبادا رهایم کنی این بار به خاطر شما خدای خوبم تصمیم گرفتم ثابت کنم که واقعا عاشقتون هستم و تا ابد تو تنها عشقم خواهی بود وسعت دوست داشتن من زیاد است می توانم بدون عاشق بودن, دیگران را بسیار دوست بدارم و احساس عاشق بودن را فقط برای تو جا بگذارم باور کن که دوستت دارم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:31  توسط سپيده  | 

سلام خدا جونم
حالم خوبه چون تو رو دارم و گاهی به محض اینکه این حرف رو میگم بد جوری حالم بد میشه و هنوز دلیلش رو نمی دونم واسه چی تا فکر میکنم تو باهامی همه چی اینجوری میشه اما اون موقع ها هم خیلی دوستت دارم اصلا تو هر موقعی که باشم تو بهترینی من چی؟چرا من بهترین نیستم؟میشه بشم؟
خدایا بی خیال تو کنارم باش من بدترین
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:45  توسط سپيده  | 

خدای خوبم به خاطر بودنم و نعمت نفس کشیدنم باید راهی برم که می دونم شاید از اون راه بشه زنده بودنم رو شکر کنم و به این خاطر از خیلی چیزها گذشتم و حالا که خیلی چیزها پشت سرم هست بیشتر از پیش نیاز به تو رو احساس می کنم می خوام کمکم کنی تا زیاد زحمت بکشم تا بتونم فقط اون راه رو پیدا کنم حالا گام برداشتن در اون راه فقط آرزومه کمکم کن تو خدای خیلی خوبی هستی تنهام نذار
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:45  توسط سپيده  | 

خدایا دلگیرم...
دل از تو پس نمی گیرم...
کجایی نمی بینی که دارم می می رم...
صدایم از این بلندتر نمیشه...
نمیشنوی؟ دارم از یادت میرم؟...
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 12:11  توسط سپيده  | 

دیدی دیشب بر من چه گذشت
میدانستم که پیش می آید اما آخر چرا می دانستم
خدای من کمک تا نهایت کمک
من تنهام بیا
بیا کمک
یاریم کن
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 10:8  توسط سپيده  | 

خدای من خسته ام
خوب میدانی که از پی تو میکوشم و آرزوم اینکه به تو برسم
خدایا کمکم کن نیاز به چند روز استراحت مطلق در زمان مناسب دارم
خدای خوبم به جز تو همصحبتی نیست
کر و لالم نکن
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:0  توسط سپيده  | 

سلام خدای من

میدونم که باید یاد بگیرم از همه چیز اما گاهی از حوصله ی من خارج میشه نمیگم مشکلاتم رو کم کن بلکه کمکم کن که حلشون کنم و اینهمه از پا در نیام

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 14:46  توسط سپيده  |