خدای خوبم کمکم کن... خیلی خیلی دوستت دارم ... به کمکت ایمان دارم هر جور که باشه... قطعا لطف توست ... من به تو اعتماد دارم ...
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:14 توسط سپيده
|
سلام خدا جونم شرمندم خیلی شرمنده...
از اول راه که با تکیه به تو شروع کردم هی گفتم به امید تو به امید تو حالا که تا ته راه چیزی نمونده ناراحتی من رو گرفته که چه کار کنم اگه نشه؟!!!...خیلی پررو هستم مگه نه؟...چقدر متاسفم جوری رفتار کردم که انگار از اول همه چیز با خودم بوده آره؟!!...خدایا من رو ببخش بمیرم دیگه همچین رفتاری از خودم نشون نمیدم...من رو ببخش مطمئنم که هنوزم تو بهترینی... بهترین بهترین برای من... و هیچ چیز قرار نیست که جای تو رو بگیره هیچ چیزی خدایا دیوونتم دوست داری ی ی ی ی ی؟!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 9:11 توسط سپيده
|