سلاااااااااااااام خدای خوب و نانازم،خدایا یه سال دیگه هم داره کم کم تموم می شه،خدا سال بسیار خوبی بود،تو این سال خیلی به من کمک کردی بهتره بگم تو این سال من یه کم عقل و شعور پیدا کردم و فهمیدم تو داری کمکم می کنی،خدایا بدون تو حتی ذره ای اعتماد به نفس ندارم، خدایا خیلی دوستت دارم،خدایا تو این ساعات پایانی برای همه ی اونایی که دوستشون دارم و همه ی اونایی که دوستم دارم آرزوی خوشبختی می کنم،خدایا دعا می کنم که همه ی اخلاقهای زشت و عادت های بدم رو بذارم تو همین سال و سال بعد را با تلاش و کوشش بیشتری آغاز کنم، خدایا اونقدر تو رو دوست دارم که ...... کم آوردم نتونستم چیزی بگم،خدایا عبادات نا چیز ما را بپذیر،خدایا دعاهای ما را به خیربرآورده کن،خدایا یک سال بسیار خوب و بهتر از پیش را برای همه و البته خودم آرزومندم،خدایا بی نهایت دوستت دارم ....
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:52 توسط سپيده
|
من عااااااااااااااااشقتم ...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 13:15 توسط سپيده
|
خدااااااااااااااااااااااااا، قول می دم بی خیال شم،نباید نا امیدت کنم، نه،من قول می دم که درست فکر کنم،درست عمل کنم،هر چیز بیهوده ای رو بریزم دور .... فقط کمک،خدا کمک،خواهش می کنم،خیلی دلگیرم
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:41 توسط سپيده
|
من یه کوچولو دلم گرفته،تو دلیلش رو می دونی،نمی خوام بیخود و بی جهت دلگیر باشم،کمکم کن ... ازت خواهش می کنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 17:20 توسط سپيده
|
سلام،امروز بار سوم که می یام،آخه من ... چی بگم؟!!!!! تو که می دونی ...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 14:49 توسط سپيده
|
خدا من که فقط امیدم به توئه،پس ....
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:31 توسط سپيده
|
می دونی چی یاد گرفتم؟!!!!!!!!
منتظر نتیجه ی کار خودت نباش
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:9 توسط سپيده
|
من به هرچیزی که از طرف توئه راضیه راضیم .... آره،به خودت قسم راضیم .... مطمئنم که بهترین حالت ممکنه ....واسه همینم خیلی دوست دارم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:0 توسط سپيده
|
خدایا ، ممکنه کمکم کنی؟ مثه همیشه بهت نیاز دارم،آخه من خیلی ضعیفم ... خدا جونم ، عاجزانه ازت کمک می خوام
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 19:29 توسط سپيده
|
خدایا دوستت دارم، خیلی زیاد،خدایا .......
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:25 توسط سپيده
|
نمی دونم بدون صدا چه جوری می شه ادای تشکر و شادی کرد، می دونم که هر وقت می خوشحالم میبینی که هو می کشم اونم با صدای تیز ، ممکنه این رو به جای نوشتن اینکه دوستت دارم ازم قبول کنی؟
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 8:36 توسط سپيده
|
آ آ آ آ آ آ آ ه ه ه ه ه ه ه ....
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 12:1 توسط سپيده
|
می شه یه چشمک برات بزنم ؟ !!!!
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:28 توسط سپيده
|
تو همونی که اگه نبودی ،من حتی اگه بودم، در عرض یک هزارم ثانیه نابود می شدم ...
+
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 20:5 توسط سپيده
|