تبليغاتX
...خدا می خوام باهات حرف بزنم...
....بسم الله الرحمن الرحیم،الرحیم،الرحیم،الرحیم ...
مرا دریاب من خوبم
هنوزم آب می کوبم
هنوزم شعر می ریسم
هنوزم باد می روبم

هنوزم همه غلطی می کنم غیر آدم شدن ...
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 23:47  توسط سپيده  | 

تمام این مدت را اشتباه می کردم،کمک کن از این به بعد کمتر اشتباه کنم
خدایا تو تنها دوست با مرام و با معرفت منی
خیلی دوستت دارم
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 18:4  توسط سپيده  | 

خدایا ازت ممنونم ... (در باب خود عزیزی)
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:48  توسط سپيده  | 

من نیاز به یه فرصت دارم که فقط تو می تونی اونو بهم بدی
خدایا خیلی دوستت دارم وقتی احساس تنهایی می کنم این حس بیشتر می شه
خیلی بیشتر
خیلی بی انصافیه نه؟!!!!
می دونم اما فعلا نمی تونم کاریش کنم ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:38  توسط سپيده  | 

من همیشه دوستت داشتم اینم خودت خوب می دونی،اما واقعا عاشق نبودم،زیبایی هات رو جز وقتایی که خودم دلم خواسته، من بنده ی بدی بودم و هستم اما دیگه نمی خوام باشم،می خوام با شعور زندگی کنم،یه عمر از الاغ هم بدتر زندگی کردم،الاغ می تونه بار کشی کنه،همه ی تلاشش رو هم کرده،اما من چی؟!!! صبح تا شب تو فکر چرندیات،تو فکرای مزخرف،خدایا من دوستت دارم کمکم کن آدم بشم ...
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 13:13  توسط سپيده  | 

خدایا خیلی دوستت دارم،خیلی ... خدا ازت می خوام کمکم کنی بیش تر از وقت و زندگی و لحظاتم استفاده کنم،خدایا هر روز که می گذره می بینم چقدر چرت پرید و رفت،من نگرانم،نگران پشیمونیم از هدر دادن این روزا،ای خدا بنده ی قاطی ام نه؟!!!
خودت باهام یه جوری سر کن ... یه جوری که بتونی تحملم کنی و  ... آره دیگه
چی بگم؟!!!
...
...
...
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 2:47  توسط سپيده  | 

خدایا خالصانه ازت می خوام که کمکم کنی،خدایا ازت خواهش می کنم ...
خدایا به خاطر ...
خواهش می کنم
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 14:42  توسط سپيده  | 

خدایا تو این کار جدیدی کمکم کنم هر چی خیر پیش بیاد ...
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12:22  توسط سپيده  | 

من دوستت دارم اما احساس می کنم این دو روز دوستم نداشتی ... چرا؟!! اونم می دونم .... متاسفم ...
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 18:12  توسط سپيده  | 

خدایا می دونم که دارم راه رو اشتباه می رم،اما ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 12:8  توسط سپيده  | 

آررررررررررررررررررره ،خودم می دونم دختر خیلی بدی هستم ...
خیلی متاسفم
این تویی که باید به من کمک کنی ...
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 12:19  توسط سپيده  | 

خدایا،سال ۸۷ شروع شد،خیلی خوشحالم،خیلی دوستت دارم،عید بی نظیری بود،خدایا خونوادم رو سالم نگه دار،خدایا دوستت دارم،خدایا برای این سال نو دعا می کنم که ایمان هممون بهت بیشتر و بیشتر بشه،خدایا به خاطر مشکلات دلسرد و نا امید نشیم،به خاطر اتفاقهای خوب و خوشحالیها از جا کنده نشیم ....
خدایا بی نظیری،خیلی دوستت دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:40  توسط سپيده  |