خدای من کاش این همه که باهات حرف میزنم تو هم باهام حرف میزدی دوستت دارم خیلی زیاد آخه هیچکی مثه تو حرفام رو نمیفهمه خدا جونم تنهام نذار اگه بری خیلی تنها میشم اونقدر که هیچ امیدی به زنده موندن نخواهم داشت یادته یه مدتی فکر میکردم تنهام گذاشتی یادته چه حالی داشتم یادته چه جوری گریه میکردم اعصاب همه از دستم خرد شده بود هرگز نمی خوام اون حس رو تجربه کنم خدایا دوستت دارم تنهام نذار من حس اینکه اگه بخوای من رو ول کنی تجربه کردم دیگه نه

+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 6:52 توسط سپيده
|